سالها است که درد دلهارا قلم زدم و اگر توان ابراز خون دل خوردن هایم را نداشت در عو ض کیبورد کامپیوترم را خو ن به دل کردم نخست الكترونيك خواندم و بعد از اتمام آن تحصيلاتم را در رشته مديريت بازرگاني ادامه دادم ودر حوزه هاي مديريت و بازرگاني بين المللي و آناليز بازارهاي مالي كار كرده ام اما نوشتن دغدغه اصليم بوده است و ماحصل نوشته هايم را در شش کتاب » سولماز«و»عرو س قولنامه ای» و» دختر ی در قاب پنجره» و کتاب » ذهن قهر مان » و » ترانه هاي بيوه » و » عشق ناخدا «چاپ کرده ام (هر شش این کتابها را می تو انید در سایت www.iiketab.com ببینید) کنار این نوشته ها صدها مقاله در نشریه های مختلف داشته ام ابرار ورزشی و صبح ورزش و جهان فو تبال و گل موفقیت و شبکه و… و حالا در سایت فو تبال مدیا و پار س فوتبال و لست کیک و ارتش سرخ و.. می نو یسم اما این وبلاگ از جنس دیگر ی است امیدواریم شما هم این گونه فکر کنید.

touraje azizam,mano nemishnaasi vali az esmam mitooni hads bezani ke che jouri be zendegi negaah mikonam…ye «raahi»kasiye ke zendegi baraash ye safare be samte ye naakojaa aabaad…age emaileto baraam benevisi,az afrkaaram ,va hessaam baraat minevisam !!!to bouye aashnaaye «jostejoo» ro midi…ke be ghole molaanaa:jostejoo kon,jostejoo kan jostejou…goftegoo kon,goftegoo kon,goftegoo…ro saraasime be bazme kooye yaar…haayo hoo kon,haayo hoo kon ,haayohaa…daste hagh be hamraahet..saret sabzo delet sodaayi baad…
توسط: negin در فوریه 17, 2007
در 1:25 ق.ظ.
inam begam ke motre’assefaane computer e man chon iraan nistam faarsi neminevise,heyf !!!! vali faarsi fekr mikonam,faarsi hes mikonam va faarsi labkhand mizanam…baazam mamnoon ke ye gooshe «aashnaa» boodi…
توسط: negin در فوریه 17, 2007
در 1:28 ق.ظ.
همین چند دقیقه پیش گذرم به این بلاگ افتاد. حقیقت اینه که مطالب این وبلاگ انگار با ادبیات مردونه ای که من تاحالا دیدم یکم فرق داره. خیلی جالبه. موفق باشید.
ساعت 1.30 صبح
چرا من هنوز بیدارم؟
توسط: From Tehran, with love! در سپتامبر 14, 2007
در 9:53 ب.ظ.
بیصبرانه منتظر شنیدن صحبتاتون هستم.منو اد کنین .هرچند من خودم دخترم ولی کاملا با اون مطلبه پریها مونث هستند موافق نیستم.منتظر مناظره ای دوستانه با شما هستم مطمئنن میتونم از سخنان قشنگتون استفاده کنم.به امید موفقیتsonia_sky22
توسط: aseman در سپتامبر 26, 2007
در 12:40 ب.ظ.
حال و هوای شاعرانهی نثرتان دلپذیرست.
توسط: Saman در سپتامبر 29, 2007
در 6:56 ب.ظ.
پس از معرفی شما به این وبلاگ سر زدم شاید تعداد انگشت شماری با این زیبای مینویسند
موفق باشید
کژال آبشوری
توسط: کژال در نوامبر 20, 2007
در 11:05 ق.ظ.
دوست عزيز در نوشته هاتون لطافتي ديده ميشه كه خيلي براي من خالب بود من اصلا نديده بودم كه يك مرد داراي چنين طبع حساس و لطيفي باشه و البته چيزي كه به نوشته هاتون زيبايي خاصي داده احساس مي كنم براي اندوهي هست كه كاملا مشهوده.اميد وارم هميشه زيبا ببينيد و بنويسيد.
توسط: samar در نوامبر 26, 2007
در 9:26 ق.ظ.
سلام
فرزانه هستم . وبلاگ زیبایی دارید . امیدوارم موفق باشید
توسط: فرزانه در ژانویه 4, 2008
در 3:58 ب.ظ.
آن نفسي كه با خودي،يار چو خار آيدت
وان نفسي كه بي خودي يار چه كار آيدت
آن نفسي كه با خودي،خود توشكار پشه اي
وآن نفسي كه بي خودي،پيل شكار آيدت
آن نفسي كه با خودي،بسته ابر غصه اي
وآن نفسي كه بي خودي،مه به كنار آيدت
آن نفسي كه با خودي،يار كناره مي كند
وآن نفسي كه بي خودي،دي چو بهار آيدت
جمله بي قراريت از طلب قرار توست
طالب بي قرار شو تا كه قرار آيدت
جمله ناگوارشت از طلب گوارش است
ترك گوارش ار كني،زهر گوار آيدت
جمله بي مراديت از طلب مراد توست
ورنه همه مراد ها،همچو نثار آيدت
عاشق جور يار شو، عاشق مهر يار ني
تا كه نگار نازگر،عاشق زار آيدت.
«خوب همدیگر را می شناسیم.البته شاید.نظراتمو روزها هست که دارم عنوانش کنم.می دونم تکرارانها فقط خسته ات میکنه.به جز لقب دادنت به «عاشق زندگی همراه با طبعی لطیف» چی می تونم بگم.که عشق به زندگی یعنی همه چیز
توسط: رویا در فوریه 20, 2008
در 6:44 ق.ظ.
Salam, behetoun ghol dade boudam check konam, hamin karo kardam… have fun.
توسط: Neda H. Saber در اوت 31, 2008
در 4:37 ب.ظ.
salam touraj jon, hamishe sabz bashi va aftabi.
توسط: pejman در سپتامبر 6, 2008
در 4:33 ب.ظ.
سلام
…
خوشحالم كه اينجا را يافتم
توسط: آيدا در اکتبر 4, 2008
در 9:14 ق.ظ.
نوشتههایی جالب، از نوع انسانهای عاشق، مهربان، دلسوز برای خود وجامعه و دلنگران از اجتماع شايد و در کنار اين همه شیرینی و لذت، به نظر انسانی که پاسخ این همه خوبی را عدهای از افراد اجتماع گس کردهاند برای شما.
توسط: mouse1972 در اکتبر 21, 2008
در 10:09 ق.ظ.
با پوزش از شما میخواستم بپرسم شما تحت چه نامهایی در لست کیک مینویسید؟ آیا نام افشین افشار از آن شماست یا ایشان ادمین هستند و نوشتجات شما را روی سایت میگذارند؟
توسط: سامان در نوامبر 28, 2008
در 11:06 ب.ظ.
سلام من تازه اینجارو پیدا کردم امیدوارم موفق باشید
توسط: افسانه در آوریل 6, 2009
در 11:44 ق.ظ.
salam ,khaste nabashin.mamnun ke blogetun ro be man moarefi kardin,az khundane matalebetun lezat bordam.movafagh bashid
توسط: farzam در مه 17, 2009
در 3:30 ب.ظ.
montazere go2me shoma hastam
توسط: rahaee در ژوئن 11, 2009
در 6:47 ب.ظ.
salam
khush halam ke doste khubi mesle shuma daram
omidvaram dar rahe kamal v taalie mofagh bashin
توسط: reza در ژوئن 29, 2009
در 9:12 ق.ظ.
بوی پاک یاد باران روی یاس……..
وقتی انسان خدا را دوست دارد ، میداند که خدا هم دوستش دارد و با اطمینان و اعتماد قلبی تمام زندگی اش را به دستان مهربان و توانای او می سپارد………………… ……
خداوندا ، ای آفریدگار
هیچ کس قدرت دوست داشتن به اندازه ی تو را ندارد ،…………..
راضی ام به رضای تو ، اگر نفسم ناراضی است ، تو نادیده بگیر ، مرا به حال خود مگذار ، تنها تو را دارم…
توسط: بوی باران روی یاس در ژوئیه 20, 2009
در 5:03 ب.ظ.
من پری کوچک زیبایی را میشناسم
شب از یک به بوسه بخوابی ارام میرود
وسحر گاه از یک بوسه به پدر سلام میگوید به دنیا
به دریا
به سحر
سلام میگوید
جاوید باش ای بوسه ها
ای پاک ای یار
ای یگانه پدر
ای یگانه نسیم سحر
که هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی میریزد ، مرواریدی صید نخواهد کرد
…
دست هایت را دوست میدارم
توسط: سحر در اوت 24, 2009
در 10:07 ق.ظ.
سلام
خوبه که آدم جائی رو داشته باشه که هر چی دلش می خواد بگه و
به کسی هم ربطی نداشته باشه
هر چند به همه مربوط باشه!!!
خدایا از اینکه دوست خوبی پیدا کردم که نمیشناسمش ممنونم!!
توسط: فروز در سپتامبر 13, 2009
در 6:06 ق.ظ.
همه چی جالب بود نوشته هاتون ، عکساتون ، دخترتون، احساساتتون و بعضیاشم غم انگیز زندگیتون، تنهاییتون براتون آرزوی موفقیت میکنم من از بچه های کلوبم
توسط: لیلا خانم در اکتبر 31, 2009
در 8:46 ب.ظ.
لطفا به وبلاگ این حقیر سری بزنید . نظر شما برای تلاشم مهمه
http://adamantinc.blogfa.com
متشکرم
موفق و سر بلند باشید
توسط: تورج آرین در نوامبر 10, 2009
در 12:15 ق.ظ.
آقای تورج عزیز، آیا مقاله مربوط به نقد روان شناسی شخصیت علی کریمی را شما نوشته اید؟
توسط: امیر در نوامبر 17, 2009
در 6:21 ب.ظ.
بلي دوست عزيزم
توسط: تورج ناخدا در نوامبر 18, 2009
در 9:59 ق.ظ.
سلام.وبلاگ زيبايي داريد.دلنوشته هاتون تا جايي كه خوندم زيبا هستن.متشكرم از دعوتتون.سعي ميكنم هرروز سربزنم ويك قسمش رو بخونم.بازهم ازدعوتتون ممنونم
توسط: آتش در نوامبر 30, 2009
در 1:53 ب.ظ.
دعاهاي زير از کتاب سومين جشنواره بينالمللي «دستهاي کوچک دعا» است. اين جشنواره سه سال است که در تبريز برگزار ميشود و دعاهاي بچههاي دنيا را جمع آوري ميکند و برگزيدگان را به تبريز دعوت کرده و به آنها جايزه ميدهد. دعاهايي که ميخوانيد از بچههاي ايران است.
آرزو دارم سر آمپولها نرم باشد. (تاده / ۵ ساله)
خداي مهربانم من در سال جديد از شما ميخواهم اگر در شهر ما سيل آمد فوراً من را به ماهي تبديل کني (نسيم / ۷ ساله)
اي خداي مهربان! پدر من آرايشگاه دارد. من هميشه براي سلامت بودن او دعا ميکنم. از تو ميخواهم بازار آرايشگاه او و همه آرايشگاهها را خوب کني تا بتوانم پول عضويت کانون را از او بگيرم چون وقتي از او پول عضويت کانون را ميخواهم ميگويد بازار آرايشگاه خوب نيست. (فرشته / 11ساله)
خداي عزيزم من تا حالا هيچ دعايي نکردم. ميتوني ليستت رو نگاه کني. خدايا ازت ميخوام صداي گريه برادر کوچيکم رو کم کني. (سوسن / 9 ساله)
خدايا يک جوري کن يک روز پدرم من را به مسجد ببرد. (کيانمهر / 7 ساله)
خداي عزيزم در سال جديد کمک کن تا مادربزرگم دوباره دندان دربياورد آخر او دندان مصنوعي دارد. (الناز/ 10 ساله)
آرزوي من اين است که اي کاش مامان و بابام عيدي من را از من نگيرند. آنها هر سال عيديهايي را که من جمع ميکنم از من ميگيرند و به بچه آنهايي ميدهند که به من عيدي ميدهند. (سحر / ۹ ساله)
بسم الله الرحمن الرحيم. خدايا از تو ميخواهم که برادرم به سربازي برود و آن را تمام کند. آخه او سرباز فراري است. مادرم هي غصه ميخورد و ميگويد کي کارت پايان خدمت ميگيري؟ (حسن / 8 ساله)
اي خدا! کاش همه مادرها مثل قديم خودشان نان بپزند من مجبور نباشم در صف نان بايستم. (شاهين / 11 ساله)
خدايا کاري کن وقتي آدمها ميخوان دروغ بگن يادشون بره (پويا / 10 ساله)
خدا جون تو که اينقدر بزرگ هستي چطوري مياي خونه ما؟ دعا ميکنم در سال جديد به اين سؤالم جواب بدي. (پيمان / 10 ساله)
خدايا يک برادر تپل به من بده. (زهره / 7 ساله)
اي خدا کاري کن که دزدان کور شوند ممنونم. (صادق / 11 ساله)
خدايا در اين لحظه زيبا و عزيز از تو ميخواهم که به پدر و مادر همه بچههاي تالاسمي پول عطا کني تا همه ما بتوانيم داروي «اکس جيد» را بخيريم و از درد و عذاب سوزن در شبها رها شويم و در خواب شبانهيمان مانند بچههاي سالم پروانه بگيريم و از کابوس سوزن رها شويم. (مهسا / 11 ساله)
دلم ميخواهد حتي اگر شوهر کنم خمير دندان ژلهاي بزنم. (روشنک / 8 ساله)
خدايا شفاي مريضها را بده هم چنين شفاي من را نيز بده تا مثل همه بازي کنم و هيچکس نگران من نباشد و براي قبول شدن دعا 600 عدد صلوات گفتم. ان شاء الله خدا حوصله داشته باشد و شفاي همه ما را بدهد. الهي آمين. (مهدي / 11 ساله)
خدايا دست شما درد نکند ما شما را خيلي دوست داريم. (مينا / 8 ساله)
خدايا تمام بچههاي کلاسمان زن داداش دارند از تو ميخواهم مرا زن دادش دار کني. (زهرا / 11 ساله)
اي خداي مهربان! من سالهاست آرزو دارم که پدرم يک توپ برايم بخرد اما پدرم بدليل مشکلات نتوانسته بخرد. مطمئن هستم من امسال به آرزوي خودم ميرسم. خدايا دعاي مرا قبول کن. (رضا / 13 ساله)
اي خداي مهربان! من رستم دستان را خيلي دوست دارم از تو خواهش ميکنم کاري کني که شبي او را در خواب ببينم. (شايان / 9ساله)
خدايا ماهي مرا زنده نگه دار و اگر مرد پيش خودت نگه دار و ايشالله من بتوانم خدا را بوس کنم و معلممان هم مرا بوس کند. (اميرحسام / 6 ساله)
خديا دعا ميکنم که در دنيا يک جاروبرقي بزرگ اختراع شود تا ديگر رفتگران خسته نشوند. (فاطمه / 11 ساله)
اي خدا من بعضي وقتها يادم ميرود به ياد تو باشم ولي خدايا کاش تو هميشه به ياد من بيفتي و يادت نرود (شقايق / 9ساله)
خداي عزيزم سلام. من پارسال با دوستم در خانهها را ميزديم و فرار ميکرديم. خدايا منو ببخش و اگه مُردم بخاطر اين کار منو به جهنم نبر چون من امسال ديگه اين کار رو نميکنم. (دلنيا / 10 ساله)
آرزو دارم بجاي اين که من به مدرسه بروم مادر و پدرم به مدرسه بروند. آن وقت آنها هم ميفهميدند که مدرسه رفتن چقدر سخت است و اين قدر ايراد نميگرفتند. (هديه / 12 ساله)
خدايا مهدکودک از خانه ما آنقدر دور باشد که هر چه برويم، نرسيم. بعد برگرديم خانه با مامان و کيف چاشتم. پاهاي من يک دعا دارند آنها کفش پاشنه بلند تلق تلوقي ميخوان دعا ميکنند بزرگ شوند که قدشان دراز شود. (باران / 4 ساله)
خدايا برا من يک عروسک بده. خدايا براي داداشم يک ماشين پليس بده. (مريم / 6 ساله)
خدايا ميخورم بزرگ نميشم. کمکم کن تا خيلي خيلي بزرگ شوم (محمد حسين / 7 ساله)
خدايا من دعا ميکنم که گاو باشم و شير بدهم تا از شير، کره، پنير و ماست براي خوراک مردم بسازم. (سالار/ 11 ساله)
من دعا ميکنم که خودمان نه، همه مردم جهان در روز قيامت به بهشت بروند. (الميرا / 11 ساله)
خداي قشنگ سلام خدايا چرا حيوانات درس نميخوانند اما ما بايد هر روز درس بخوانيم؟ در سال جديد دعا ميکنم آنها درس بخوانند و ما مثل آنها استراحت کنيم. (نيشتمان / 10 ساله)
اگر دل درد گرفتيم نسل دکترها که آمپول ميزنند منقرض شود تا هيچ دکتري نتواند به من آمپول بزند. (صفري / 11 ساله)
خداي مهربان من يک جفت کفش ميخواهم بنفش باشد و موقع راه رفتن تق تق کند مرسي خدايا. (رويا / 7 ساله)
خدايا من يک دوستي دارم که پدرش کار نميکند فقط ميخوابد و همين طور ترياکي است! خدايا کمک کن که از اين کار بدش دست بردارد. خدايا ظهور امام زمان را زود عنايت فرما. (ليلا / 11 ساله)
در يادداشت دبير جشنواره در ابتداي کتاب نوشته شده: «هزاران نفر براي باريدن باران دعا ميکنند غافل از آنکه خداوند با کودکي است که چکمههايش سوراخ است.»
توسط: هلن در دسامبر 26, 2009
در 8:18 ب.ظ.
عشق چيزي ابديست و بلاگهاي شما همه و همه نشاندهنده اين احساس لطيف و درك بالاي شما از زندگيست …اگرچه بي شك
با داشتن اين حس و درك زيبا و لطيف ضربات وحشتناكي از زندگي خورده و مي خوريد ولي برايتان آرزوي موفقيت دارم
دلا بسوز كه سوز تو كارها بكند
نياز نيمه شبي رفع صد بلا بكند
توسط: shadi در دسامبر 27, 2009
در 12:52 ب.ظ.
سلام دوست عزیز
خیلی ساده ، روان و زیبا از خودتون گفتید
توسط: hirab در دسامبر 30, 2009
در 8:46 ق.ظ.
سلام
خوشحالم که وبلاگتان را می خوانم . بعد از اشتراک در لیست کتاب خوان های گوگل ، دیدن مطالبتان در وبلاگ دلچسب تر است . موفق باشید
توسط: محبوبه میم در ژانویه 9, 2010
در 4:18 ب.ظ.
سلام
مطالب زيبا و خواندني شما پر از احساسات پاك و صميمانه است
اميدوارم اين افكار و احساس در وجودتون پايدار باشد. موفق
باشيد
توسط: ميترا در ژانویه 24, 2010
در 1:37 ب.ظ.
ميترا عزيز از لطف شما بي نهايت سپاسگزارم
توسط: تورج عاطف در ژانویه 25, 2010
در 11:35 ق.ظ.
چه جالب ، منم الکترونیک می خونم . نوشتن رو دوست دارم ولی باله مشغله ذهنی ام هست … موفق باشید .
توسط: ماندانا در ژانویه 28, 2010
در 7:08 ب.ظ.
عکس جدید مبارک:)
توسط: مهرنوش محتشمي در آوریل 29, 2010
در 9:25 ق.ظ.
http://www.roozoshab.com/category/myarticles/
توسط: فرزانه در ژوئن 7, 2010
در 6:43 ق.ظ.
Hi Dear. It ‹s been nice to find you again after so long time , how BAHAR has got grow …kiss her…
توسط: Nassrin در ژوئیه 7, 2010
در 9:57 ق.ظ.
مرسي نسرين عزيز
توسط: تورج عاطف در ژوئیه 14, 2010
در 10:26 ق.ظ.
سلام
وبلاگ بسيار زيبايي دارين از خوندنش واقعاَ لذت بردم دوست عزيز
سعي ميكنم روزانه سر بزنم و از مطالب آموزنده و مفيدتون كمال استفاده رو ببرم
از دعوتتون هم متشكرم
آرزوي سلامتي، شادي و موفقيت روزافزون شما را دارم.
توسط: shadi در ژوئیه 25, 2010
در 9:23 ق.ظ.
دوست نازنينم
از لطف شما بي نهايت سپاسگزارم
توسط: تورج عاطف در ژوئیه 25, 2010
در 9:45 ق.ظ.
salam Nakhoday mehrban
webloge foghaladehi darid , omidvaram hamishe dar panahe hagh bashid va shahede zibaihay zendegiye dokhtarake darya bashid , ketabha va maghalatetan foghaladeh ast , sepas az shoma dar panahe haghtaala.
توسط: hemila در اوت 19, 2010
در 3:21 ب.ظ.
هميلا مهربانم
اميدوارم همواره مديون به دل مهربانت هستم
توسط: تورج عاطف در اوت 21, 2010
در 9:25 ق.ظ.
سلام جناب عاطف
آینا هستم در کلوب
بابت متنهای روح بخشتون ممنون.
براتون آرزوی سلامتی و نشاط دارم.
توسط: آینا در اکتبر 7, 2010
در 6:34 ب.ظ.
آينا عزيز سپاس از مهرت اميد كه همواره بتوانم شادي هر چند اندك برايت تداعي كنم
توسط: تورج عاطف در اکتبر 8, 2010
در 8:48 ق.ظ.
امروز
برای چهارمین بار حضور عشق تورا
در
جشنواره ی گلشـــــــــــــــــــــیری جشن میگیریم
و این بعنی که من به خودم مفتخرم که دنیا هم عشق تورا دیده است
یعنی که به خودم تبریک میگم که دوست توام
و البته به خودم تبریک میگم که ایرانیم و ایران به تو افتخار میکند و خانواده ی محترمت ،پدر و مادر عزیزت و آیلی عزیزترینت به تو افتخار میکنند
کتابهای نازنینت
سولماز، عروس قولنامه ای، دختری در قاب پنجره و ترانه های بیوه تاکنون به جشنواره ی گلشیری راه یافته اند
چنانکه دختری در قاب پنجره در جشنواره ی فردا در سال 86 هم جزو رمانهای برگزیده قرار گرفت.
این یعنی که
عشق تو را دنیا میبیند….
توسط: مجتبــــــــی در نوامبر 23, 2010
در 10:58 ق.ظ.
با عرض معذرت از نوشته ی دوست شما برگرفته شد کلامی بود که مرا تکان داد دوست عزیز
توسط: مجتبی در نوامبر 23, 2010
در 11:19 ق.ظ.
سپاس مجتبی عزیز
توسط: تورج ناخدا در نوامبر 23, 2010
در 5:18 ب.ظ.
سلام خوشحالم کردین با دعوتتون مرسی
من در مجله پیشخوان هستم
شعر. متن ادبی. وکتاب هاتون برای معرفی برام بفرستید
تو فیس بوک هم می تونید شعرهامو ببینید
به اسم مجتبی رمضانی
مجله پیشخوان ویادتون نره
33035858
توسط: mojtaba در اوت 23, 2011
در 7:06 ق.ظ.
ممنونم که دعوتم کردین .تصمیم گرفتم در اولین فرصت کتابهاتون رو مطا لعه کنم .شیرین
توسط: shirin در سپتامبر 17, 2011
در 5:19 ق.ظ.
ممنون از اینکه کتابهاتونو بهم معرفی کردید و ممنون از وبلاگتون
توسط: مهدی در دسامبر 30, 2011
در 10:28 ب.ظ.