نگاشته شده توسط: تورج عاطف | فوریه 27, 2012

برای جدائی فرهادی

دلم می خواست از اصغر فرهادی بنویسم

دوست ندارم در دام خودخواهی ها افتم فرهادی کار بزرگی کرد

کاری که برای بسیاری از منتقدین او درحدی فراتر از رویا است اما می خواهم امروز از جدائی او بنویسم او به واقع نام حقیقیتری بر فیلمش نهاد قصه او فقط حکایت جدائی نادر از سیمین نبود قصه جدائی ها بود همان جدائی که برای بسیاری از ما وجود دارد جدائی که برای خیلی ها واقعی شد دادگاهی شد و سند خورد و مهر خورد و برای خیلی ها هم یک طلاق خاموش است فرهادی از جدائی ها گفت از جدائی ما از انسانیت ها همان انسانیتی که باعث می شود حکایت مردی را بازی کند که شهاب حسینی نقش «آن را بازی می کرد همان جدائی که باعث شد همسایگی و بچه محلی و قوم و خویشی و دوستی همه رنگ بازند یا جدائی دو نسل که وجود دارد همان جدائی که نسل من با پدر و مادرش داشت و و همچنان وجود دارد جدائی که نسل تازه با هنرمندی آن دختر نوجوان که مرا بد گونه به یاد دخترم می اندازد نمی خواهد تحمل کند نسلی که می گوید من رفیق پدر و مادر هستم به شرط آن که ما به خود آئیم

آری نسل پیشین جدائی داشتند در دام های مختلفی ما را انداختند احترام و کسوت و فاصله ها و ما تبدیل به ماشدیم که در دادگاه ها و شاید در سرای خود در اسارتیم و نسل فعلی که نماد آن را در فیلم جدائی نادر دیدیم نسلی که واقعیت گرا است صبور است و عاشق است و نمی خواهد بجای پدر رئیس داشته باشد و نسلی که چون نادر و سیمین که عاشق هم هستند اما از هم جدا می شوند زیرا جامعه جدائی را برای آنها طراحی کرده زیرا علم نیست و تجربه نیست و بوی بهار نارنج نیست و عکس ماه در حوض نیست و یاد لبخند یار نیست و خود خواهی هست و کینه هست و عدم تحمل هست و….

متنی نوشته ام به عنوان جدائی او را به فرهادی تقدیم می کنم که باعث شد جدائی همه ما ایرانی ها تبدیل با اتحاد شود همان اتحادی که می گوید همه ایرانی هستیمو به ایرانی بودن خود چقدر مفتخریم

جدائی

نگاهي به دستانش مي كند و ناگهان يخ مي زند حلقه بر دستان او نيست و او شرمگين است كه چرا حلقه اتحادي ندارد در آتش نوازش دستهاي يار مي سوزد اما غيبت حلقه اتحاد او را سخت سر در گم كرده است آيا او حق دارد اين زيبا هديه هاي خدا كه دستهاي يار نام دارد بي انگشت اتحادي در دست گيرد دلش مي خواهد بي پروا باشد و اين بي پروائي را به اوج عشق ورزي رساند زمان كوتاه است و زندگي اندك و جائي براي تحمل نيست زيرا هيچ كس نمي داند كه اين دم بعدي خواهد بود و يا اين كه بايد هم نفسي با هم نفسان روزگاررا به جائي دور وعده داد اما حلقه اتحادي نيست كه او را متحد كند آن حلقه اي كه رنگش چه زر و چه سپيد باشد فرقي ندارد حكايت اتحاد همواره زرين و سپيد است دلش سخت گرفته است و مي خواهد در جائي و مكاني ديگر بود كه ديگر حلقه اتحاد را غايب نمي ديد دلش مي خواست كه در حلقه اتحاد نقش يار و خود را مي ديد دلش مي خواست صداي زنجير تمنا را كه از آن دور دست نزديك شنيده مي شد را بي دغدغه حلقه اتحاد مي شنيد دلش حلقه اتحاد را مي خواست و ناگهان به ياد فروغ افتادو به ياد او آرزوها كرد

دلش مي خواست كه حلقه اتحاد او قصه حلقه بندگي و بردگي فروغ را نداشت

دلش مي خواست كه حلقه اتحادش حكايت دروغ و رسوائي و خنده مضحك زنانه و مردانه اي نداشت

مي توان يار و همراه شد

مي توان حلقه عشق بست و زنده شد به آن چون حكايت ديرين پير عاشق شيراز كه گفته بود

هر كس در اين حلقه نيست ” زنده به عشق “

بر او نمرده به فتواي من نماز كنيد

آري چه نيازي به حلقه بود

وقتي كه دلدادگي ها جاوداني است

چه نيازي به نگاه و دغدغه به حلقه هاي جعلي است

چه زيبا است اين زجر هجر اين صبر بهر يار

حلقه را بايد دريد حكايت حلقه نيست كه وقتي تو و من با هم ” ما ” شديم هر دو حلقه ايم و از هر سوي كه خواهيم كه چرخيم به خود رسيم

حكايت حلقه آن نيست كه باشد بر انگشت

قصه آن است كه دل بهر يار باشد در مشت

و من در مشت گرفته ام ” دل” را و ” عشق ” را و ” صبر ” را و حتي ” اميد ” و ” ايمان ” را نه بهر آن حلقه كه بهر حلقه وجود كه گرد زده است ز تو بر من و از من بر تو

دوستت دارم بي بهانه

دوستت دارم با حلقه وجود

دوستت دارم در ميان حلقه هائي كه كمانهايش ايمان و اميد و عشق است

ترا مي بوم در ميان حلقه هاي انديشه

ترا مي بوسم در ميان حلقه هاي رويا

ترا در برگيرم در ميان حلقه هائي ترنم صداي زنجيرهاي تمنا

ترا دوست دارم

حلقه را از ياد بر ,دلدار

که عشق خود حلقه است باید که حلقه باشد و یگانگی

کاش دیگر جدائی نباشد

اسکار فرهادی می تواند آغاز اندیشه وصل برای همه ما باشد ؟

وصل به وطن؟

وصل به عشق؟

وصل به بخشش؟


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 4,136 مشترک دیگر بپیوندید