نگاشته شده توسط: تورج عاطف | ژانویه 2, 2012

اثر انگشت

همه پشيمانيم

سالها است كه از خاطره ها فرار مي كنيم و مي خواهيم باز حكايت ماشين زمان وجود داشته و به گذشته بر گرديم و حس كنيم كه مي توان دو باره تصميم گرفت و بار ديگر ديد و يا شنيد

نگاهي به آدمها مي كنيم و بعد مي گوئيم

اي كاش

جنگ زن و مرد را راه نداخته ايم شايد هم مسكني است كه بگوئيم همه مردها و يا زنها چنين هستند تا قدري از عذاب وجداني كه انتخاب ما را زير سوال مي برد رهائي يابيم اما حكايت چون اثر انگشت است

سالها گذ شت تا انسانها به خصو صیت منحصر به فر دی چو ن اثر انگشت بر سند شاید اگر این و اقعه ر خ نمی داد همچنان مشکلات بی شمار ی در شناختن » من » و » تو » و » او » و » ما «و» شما » و » آنها » وجود داشت این داستان را از آنجا گفتم که خیلی از ما در گذر ز ند گی این و اقعیت بسیار پیش پا افتاد ه ر ا از یاد می بر یم در ر و ز گار بی ر حم توی کو چه پس کو چه های شلو غ شهر توی این سر عت ر و ز افز و ن بی تو جی ها است که نا گه شانس به در خانه همه ما می زند واند کی تو قف می کنیم و به سو ئی خیر ه می شو یم به آن چشمهای ز یبا می نگر یم و شاید هم متو جه چشمهای زیبا خیر ه شده به ما می شو یم و صبر می کنیم صبری که خیلی از شاعر ان ونو یسند ه ها آن ر ا یک نگاه و یک د م عاشقانه لقب داده اند و لی اثر آن ر ا ابدی می دانند آر ی از لحظه عاشقی حر ف می ز نم به آن چشمها خیر ه می شو یم و به قو ل حافظ

ملامت گو چه داند ز راز عاشق و معشو ق
نبیند چشم نا بینا خصو ص اسرار پنهانی
آر ی این راز آتشین در دل ما شعله می کشد و جهان دگر گو ن می شو د به دنبال یار می ر و یم داستان عشق آغاز می شو د نمی دانم چقدر طو ل می کشد ولی در همان شیر ین لحظه های سو ختن وفر اق است که می دانیم وایمان دار یم معشو ق ما یگانه است آر ی یگانه چو ن اثر انگشت هر کدام از ما که در این جهان خاکی ز ند گی می کنیم
اما امان از درد فر امو شی …………

حالا می خواهم یک بار دیگر بگو یم اگر دیگر بر ق عشق را حس نکر دی اگر آتش غم هجر انت با آب بی تو جهی ها به این عشق خامو ش شد اگر خو استی بگو ئی همه ز نها یک جو ر هستند و یا شما خانم محتر م می خو اهی از یکی بو د ن تمام مر دها سخن بر انی یاد آن لحظه یگانه که آن چشمهای یگانه را دیدی بیافت بی مبالاتی امر و ز ت را کنار بگذار و یاد ت بیافتد که این یار ی که امر وز این گو نه ر نگ پر یده از بی تو جهی ها تو است همان یگانه یار ی است که یگانه بو د ه است دو بار ه به جستجوی یگانه ای بر و که تو را به او ملحق می کند عشق را می گو یم عاشقی از یاد مان نر و د هر و قت که خو استی همه را با یک چو ب بز نی فقط نگاهی به سر انگشتانت بکن آری یار همیشه یگانه است کافی است آن را هر لحظه به خاطر آو ری


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.