
امسال سال گاو است و شايد همين ياد آوري مرا به نو ستالژي سالهاي دور مي برد
سالها پيش در هنگام نوشتن انشا ” فوايد گاو” كه يكي از مهمترين سوژه هاي انشا براي همه معلميني كه يا معلم نبودند و يا اين كه از سر ناچاري مجبور شده بودند كه دبيري ادبيات و خصوصا انشا را علي رغم بي تخصصي خود در آن ماده درسي بپذيريند ود ر نتيجه اين مو ضوع انشا را به شاگردان بخت بر گشته خود دهند شايد بسياري از همان شاگردان از جمله خود من كه يكي از آنها بودند با اين جملات انشا را شروع مي كرديم
… گاو حيوان مفيدي است او بسيار آرام در علفزارها درحال چريدن است او را مي توان راحت به گاو آهني بست و مجبورش كرد كه زمين را شخم بزند و يا اين كه در طويله نگاه داشت و مجبورش كرد كه شير دهد و اين شير غذاي مفيدي است زيرا مي توان از آن پنير و كره و ماست تهيه كرد و…”
همه اين گونه انشا را نوشته ايم كه گاوبي نوا را موجود مفيدي دانسته ايم چون هم مي توان زور به او گفت و هم از شيري كه قرار است به گوساله اش دهد استفاده نمود اما همه آنهائي كه در روستاها با دامداري آشنا هستند بخوبي مي دانند كه گاو اين گونه حيوان مفيدي هم نيست كه بايستد تا از او كار بگيرند و يا شير بدو شند بلكه اگر گاوي نخواهد به گاو آهن بسته شود بايد راهي كشتارگاه شود همان طوري كه اگر هم به صرف پيري نتوانست گاو آهن را بكشد باز همين سرنوشت نصيب او مي شود پس اگر گاو حيوان مفيدي شده است زيرا كس ديگري خواسته است كه او موجود مفيدي شود و اين خواستن باعث مفيد بودن گاو است همين داستان در مورد شير گاو هم صدق مي كند و بسياري از دامداران مي دانند كه گاو خود شير نمي دهد بلكه اين قطره قطره دوشيدن او است كه مي تواند پاتيل شير را انبوه سازد و باز هم حديث مفيد بودن گاو در اينجا نيز نشان داده مي شود يعني آن چيزي كه باعث مفيد شدن گاو مي شود خواسته او نيست بلكه خواسته آن كسي است كه مي خواهد از گاو بهره بگيرد و شايد اگر شاگرد انشاي هوشمندي وجود داشته باشد و انشاي ” فوايد گاو” را دهند او اين گونه انشا را بنويسد
” گاو حيوان مفيدي مي تواند باشد اگر بخواهند كه از او شير بگيرند و از شيرش استفاده كنند و يا از گوشت و پوست او بهره بگيرند وگرنه گاو همان موجودي است كه تنها در چمنزار مي چرد و اگر كشاورزي او را به گاو آهن نبندد تا به ابد آنجا خواهد ماند و هيچگاه مفيد نخواهد شد …”
القصه غرض از اين دراز گوئي ها تنها ياد آوري ” فعل خواستن ” بود بسياري از ما دوست داريم كه به يك باره همه چيز نصيب ما شود “آرامش ” و ” عشق ” و ” امنيت ” و ” احترام ” و… عطيه هائي هستند كه براي رسيدن به آن بايد بسيار تلاش كرد و شايد اين تلاش با موانع بزرگي رو به رو باشد بايد به ياد داشت كه يك گاو مي تواند در چمنزارها باشد و يا اين كه به گاو آهني بسته شود مي تواند شيرش را تنها به گو ساله اي تازه اگر داشته باشد دهد و يا اين كه از شيرش استفاده بهينه شود و اين تنها تلاش و خواسته و عشق به زندگي كسان ديگر است كه مي تواند تغيير در سر نوشت گاو به وجود آورد بسياري از ما نيز چنين در زندگي هستيم ومي خواهيم به يك باره همه چيز درست شود اميد و ايمان و عشق به همه چيز و همه كس بجز خود و انديشه ها و خواسته هايمان داريم شايد مي خواهيم مفيد باشيم و يا اين كه عاشقانه ها را تجربه كنيم اما شايد از ياد برده ايم كه گاو خود شير نمي دهد بلكه بايد قطره قطره شير را از او دو شيد
شايد با نگاهي به بسياري از مسائل زندگي خصوصا شادماني ها و غم ها و موفقيتها و شايد به زعم ما ناكاميها حديث شير دادن گاو و شير نوشيدن از او بتواند برايمان راهنمائي براي تحليل مسائل شوند اميدوارم كه چنين باشد








