ز ند گي با يك پدر فوتبال دو ست و فو تبال نو يس ناخو د آگاه از آيلي يك عاشق فو تبال ساخته است در بيشتر رو ز هائي كه مرا در جلوي تلويزيون مي يابد تنها بر نامه اي كه از اين جعبه جادو ئي پخش مي شو د فو تبال است و شايد به همين دليل است كه آيلي خيلي زو د عاشق فو تبال شده است و با هم كلاسيهايش از فوتبال سخن مي گويد رو ز گذ شته آيلي را با دو ستش پارميس ديدم كه دست در گرد ن هم از مدر سه بيرو ن آمدند و شعار هائي از نو ع فو تبالي دادند برايم اين نحو ه رفتار آيلي عجيب نبو د اما نو ع شعار هاي مرا سخت متعجب كرد او و پارميس مي گفتند “آب در يا شوره استقلال …شعوره ” نمي دانستم به اين سر عت تب بي فر هنگي فو تبال ر شد مي كند غمگين بو دم چو ن در طي سالهاي عاشقي فو تبال نه هيچگاه تو هيني به طر فداران تيمها كرده و نه به قلمم اين اجازه را داده بودم و جالب اينجا بو د كه صميمي تر ين يار فو تبال من پسر خاله ام بو د كه در جايگاه طر فداري تيم آبي مي نشست كه ر قيب محبوب من قرمز بود به ياد جمله اي از پائو لو كو ئيليو نو يسنده ر مانهاي معروف چو ن كيمياگر و ز هير و… افتاد م او نيز چو ن من هم ر مان مي نو يسد و هم عاشق فو تبال است ر و زي خبر نگاري از او رابطه رمان و فو تبال را پر سيد و او گفت ” ر مان و فو تبال چو ن الگو ها ئي از ز ند گي هستند” و شايد به همين دليل بو د كه با آيلي صحبت كرد م در طي مسير به خانه به او گفتم
1/طر فداري از تيمي به معني بي احترامي به طر فداران تيم ديگر نيست در ز ند گي هر كس ايده و مسلك و سليقه اي دارد و بايد به آن احترام گذاشت و عقايد و باو ر ها را به شرط آن كه سعي نشو د به تو تحميل گردد را بايد احترام گذاشت و از اين ر و اگر تو مي خو اهي از چيزي طر فداري كند نخست علت آن را بايد بداني و دو م اين است كه به مخالفينت احترام بگذاري و از آنان بخو اهي كه همين ر فتار را با تو بكنند
آيلي كمي قانع شد و با هم به خانه ر فتيم از من پرسيد كه حر يف امرو ز قر مز ها چه كسي است ؟ گفتم ” ملو ان ” لبخندي ز د و گفت آنها را مي بر يم خنديدم و گفتم درس دو م فو تبال اين است
2/هيچگاه حر يفت را دست كم نگير و همو اره به حر يفت احترام بگذار و اين ار تباطي با فو تبال ندارد اگر درس مي خو اني آن را عميق بخو ان اگر چيزي را ياد مي گيري آن را عميق ياد بگري اگر چيزي را قبو ل داري قبلا از آن عميق بدان
اما آيلي غرق در غرو ر “پرسپو ليسي شدن” بودو داستان به گو نه اي ر فت كه او دو ست نداشت هيچگاه باخت پرسپو ليس اين گو نه بر ايم سخت نبو د و قتي كه ديدم آيلي بخاطر تيمي كه نهبازيكنان با لياقت داشت و نه مر بي با لياقتي و نه مدير با لياقتي بايد اين گو نه اشك ر يزد او را بغل كر د م و گفتم بر اي چه گر يه مي كني ؟ و پاسخم داد” ما نبايد مي باختيم ” و اين گو نه بو د كه مجبو ر شدم درس سو م را نيز به او بگو يم
3/هيچگاه پير و زي به هر قيمتي را نخو اه بر اي پير و ز شدن بايد تلاش و دانش و آگاهي و لياقت باشد و اگر اين گو نه نيانديشي حتي اگر بر ده باشي باز شكست خو اهي خو ر د يك شكست از روي تلاش بهتر از پير و زي از سر شانس و تقلب و بي لياقتي است
آيلي همچنان گر يه مي كرد و نمي دانست به دو ستانش چه بگو يد به او گفتم آبي ها هم باختند حالا بي حساب شديد و بايد به انتظار باز يهاي بعد نشست مهم فو تبال و نه تنها بر د و باختش است آيلي بر نامه باز يها را از من پرسيد و خوشحال شد و درس چهارم را اين گو نه با فو تبال مرو ر كر ديم
4/ بايد اميد داشت به آينده بايد سعي كر د و لياقت را به اثبات ر ساند بر دها و باختها تنها در لحظه هستند و ز ند گي را با عشق و اميد و ايمان بايد ادامه داد
وخنده آيلي مرا خو شحال كر د كه در بعد از ظهري كه بسياري از عاشقان قر مز و آبي گر يسته اند ما تو انستيم به پند پائو لو كو ئيليو گوش دهيم و از فو تبال درس ز ند گي بگيريم









