- به پیشواز چهار شنبه سوری
-
باز نغمه سو ر ز آخر ین شب چهار شنبه سال آمد باز فر یاد و غریو شادی مر دانمان سر ز مین پارس به گوش خو اهد رسید و باز همه با او لین جشن پیش نو ر و ز به استقبال نو ر و ز خو اهیم ر فت در این چهار شنبه سو ری است که همه کینه ها و غم دیده ها را به دیار پاکی آتش میسپار یم و ز آتش عشق می طلبیم و من و تو آن دگری و آن سوئی فر یاد خو اهیم ز د و خو اهیم خواند
زردی من از تو و سر خی تو از من
زر د نشان زتصمیم است نشانی ز صبر است نشانی ز مکانی است که تصمیم گیر یها آنجا گر فته می شو د جائی است که بسیاری آن را چاکراهی می دانند که ر نگ زر د دار د و جایگاه مصمم شدنها و قر مز نشان عشق است نشان چاکراهی است که ز عشق می گو ید و این گو نه است که قصه عشق آغاز می شو د من صبر می کنم و تو عشق می دهی و این گو نه هست که هر دو در و صل این مهر خو اهیم سوخت چه سو ختنی پر از لذت و فر ار همه بغضها و تمناها آری چهار شنبه سو ری این گو نه مرا عشق دهد مرا و آنهائی را که به صبر نشسته اند که عشق را پاسدارند و از این میان چشمهای دلبری را می تو ان در تلطع آتش تصور نمو د چه ز یبا است که بر ق آتش عشق را ز میان تصویر آتش در چشمهایش تشخیص دهی چه ز یبا است که گل سر خ گو نه هایش که ز شر م و عشق است ز گر گر فتگی آتش بیابیم و چه ز یبا است که ز آتش و وصل گو ییم و آن را حس کنیم در چهار شنبه به دنبال آجیل مشکل گشا نباشیم خو د چهار شنبه سو ری معنای مشکل گشا دارد مگر سیب سر خ و انار و حافظ شب یلد ا تلیعه عشق نیست ؟ پس آتش و آجیل مشکل گشا که هفتاد ر نگ دارد نیز نمائی ز عشق و دلدادگی و هزار تو ی دلدادگی است و قاشق ز نیم بهر خانه یاردر کو چه های شهر و دیار خو د قاشق ز نیم و به جستجو یار و دلدار و مر دمانی که عشق می و ر زند بی تو قع و ریا ر و یم این نیز در قلب و حضو ر خو د انجام دهیم حاضر باشیم با لبخند و با دلباختگی و با دلدادگی هائی که همه عاشقان دارند بیاییم
همه تر سها را به دو ر انداز یم
همه تلخی ها را از یاد ببر یم
همه دل شکستنها را تجربه دانیم
همه دلباختگی ها را نعمت خو انیم
و همه دل را بهر عشق و عشق و عشق خواهیم
چهار شنبه سو ری همه شما عاشق دلان گوارای و جو د تان
نگاشته شده توسط: تورج عاطف | مارس 17, 2008
سلام چهار شنبه سوری
ارسال شده در 1


سلام.چه جالب.من این جوری راجع به چهارشنبه سوری نشنیده بودم.شب عشق و دلدادگی.خیلی تعریف زیبایی بود
عیدتون مبارک
توسط: یاسمین در مارس 17, 2008
در 2:50 ب.ظ
خداوندا: تقدیرم را زیبا بنویس ! کمکم کن آنچه را تو زود می خواهی من دیر نخواهم و آنچه را تو دیر میخواهی من زود نخواهم
سال نو مبارک[گل]
توسط: آسمان در مارس 17, 2008
در 7:49 ب.ظ
سال گذشت
خدای من ، یک سال گذشت هرچه کردم ، دیدی و هر چه بخشیدی و عفو کردی ندیدم خدای من ، هراسان شدم پناهم دادی ، بیمار شدم شفایم دادی .آرامش و امنیت که رسید ، طبیب و پناه را از یادم بردم . خدای من ، یک سال گذشت و چهار فصل و دوازده ماه و سیصدوشصت و پنج روز. چگونه است که رهایم نمیکنی؟ چگونه است که هرگز، هرگز از تو ناامید نمیگردم؟
این چه رسم خدایی است؟ خدای من آوای ملکوتی یا مقلب القلوب و الابصار می آید. تو مرا میخوانی که بخوانمت ؟ این منم با حسرت سال های رفته یا مدبر اللیل و النهار . این منم با هزاران امید به سال های پیش رو یا محول الحول و الاحوال . خدای من بندگی ام را بپذیر ، التماس مرا بشنو حول حالنا ، حول حالنا.
خدای من آرزویم چه شد؟ الی احسن الحال .
خوب من ، بوی عطر تحویل می آید .
چه مبارک تقدیری!
سال نو بر تمام عاشقان مبارک
توسط: رویا در مارس 18, 2008
در 9:14 ق.ظ