دیر وز سر انجام در تهران باران با رید بارانی لطیف که به قو ل سعدی در لطافت طبعش شکی نیست این را قبو ل دار م که این باران برای تمام همشهر یهای من لطیف نبو د و کام خیلی ها را با آب گر فتگی خیابانها و گیر کر دن در ترافیک تلخ کر د اما باو ر کنیم این تلخکامیها ر بطی به باران نداشت بلکه این خو د ما هستیم که با عدم مدیر یت صحیح شهر ی و عدم ر عایت در رانندگی و دیگر مقررات شهر نشینی به باران و بر ف لعن و نفرین می فر ستیم دیر و ز در میانه ترافیک در آن هنگام که همه با چشمهای غضب آلو د به آسمان نگاه می کر دیم به خو د م گفتم چرا در این دنیا همه چیز را بلعکس می خو اهیم ببینیم ؟ دو ست بسیار عز یز ی کتابی زیبا به نام ” میرا” را به من هدیه کر ده بو د حکایت این کتاب دقیقا به مانند زند گانی بسیاری از ما است در کتاب میرا دنیا به گو نه دیگر بو د و همه چیز معنای و ارو نه داشت در این کتاب به شر ح حال مر دمانی می پر داخت که در دنیائی زندگی می کر دند که عشق بیماری بو د و ابستگی بیماری بو د و ار تقا پیدا کر دن جر م بو د و….وقتی این کتاب را می خو اندم نا خو د آگاه می گفتم برای ما هم همین گو نه است باران برایمان نفر ت انگیز است از سفیدی و زیبائی بر ق بدمان می آیدو عشق را به معنای افت شخصیت و عقل می دانیم بیاییم قدری باخو د مان صاد ق باشیم چرا با علائم ز یبای طبیعت چو ن باران و بر ف و عشق و … در تضاد یم ؟ چرا نمی خو اهیم با تمامی و جو د از معنای و اقعی آنها و نه پو چی هائی که خو د برای آنها معنی کر دیم بگر یزیم ؟ نگاهی به آسمان آفتابی امر و ز تهران و هو ای پاکیز ه اش بکنیم دیر و ز خیس شدیم و در ترافیک بعلت آب گر فتگی ماندیم و کو چو لو هایمان را بعلت تر س از صدای ر عد و بر ق دلدار ی دادیم ولی در عو ش یک هو ای پاک و همراه با صدای اندک پر نده هائی که هنو ز به تهران بعنو ان ماو ا می نگر ند ر سیدیم شاید عشق هم دلهره داشته باشد و تر ساز جدائی داشته باشد و ز جر از مفار قت را همراهی کند اما اگر عشق عشق باشد دیگر ز مان و مکان مقو له بی معنائی است کاش بر دلهایمان هم چو ن شهر مان بارانی ببار د ای کاش
فوریه 5, 2007 در t 11:38 ق.ظ |
toraj khan! nia hastam az ahali dehesatan Pars football zemn Arz Tabrik Khoshhal mishavim Weblog mara ham Bekhanid!!
فوریه 5, 2007 در t 3:26 ب.ظ |
سلام تورج خان .
قدم نو رسیده مبارک D:
در نوشته هاتون فاصله ی نامتعارف بین حروف خیلی زیاد دیده میشه . میخواستم ببینم این احیانا سبک و علاقه ی شماست یا ناشی از تایپ بی حوصله ؟!
باور کنید نوشته هاتون با این وضعیت نوشتاری سخته خیلی !
فوریه 6, 2007 در t 2:56 ق.ظ |
My dear Touraj, I love your blog, I was not awere that my nephew is so talented.
your words are easy to read and trust me it is a belessing for someone like me who has been away from Persian literature for so long.
Keep up the good work and I wish you best of luck.